مطالب مرتبط از ژورنال
آمادهای برای شروع تحولت؟
یک مشاوره رایگان ۳۰ دقیقهای با هیئت جراحی ما رزرو کنید. اهداف خود را مورد بحث قرار دهید، یک برنامه درمانی متناسب با نیاز خود دریافت کنید و یک پیشفاکتور شفاف دریافت کنید - بدون هیچ هزینه و تعهدی.
مشاوره رایگان من را تعیین کنیدبدون تعهد · محرمانه · پاسخ ظرف ۲۴ ساعت
درمان سندرم پاتلوفمورال: رویکرد بهبودی مرحله به مرحله

بیشتر مطالبی که در مورد درد جلوی زانو نوشته میشود، زمینه یکسانی را پوشش میدهد: چیستی، چرایی وقوع آن، و فهرستی کلی از مواردی که به بهبود کمک میکنند. چیزی که معمولاً نادیده گرفته میشود، بخشی است که افراد پس از شنیدن مشکل، واقعاً به آن نیاز دارند - درک واقعی از روند بهبودی هفته به هفته. درمان سندرم پاتلوفمورال خب، فقط انتخاب تمرینات مناسب نیست؛ بلکه پیشرفت در آنها به ترتیب و با سرعت مناسب است.
این تمایز جایی است که بسیاری از افراد در آن گیر میکنند. یا خیلی زود و خیلی زیاد ورزش میکنند و درد دوباره عود میکند، یا ماهها از انجام همان تمرینات ملایم خودداری میکنند، بدون اینکه هرگز به قدرت و تحمل بار مورد نیاز برای بازگشت به فعالیت کامل برسند.
خود این بیماری - که از نظر بالینی سندرم درد پاتلوفمورال نامیده میشود و اغلب با نام مستعار زانوی دونده شناخته میشود، اگرچه بسیاری از افراد غیر دونده نیز به آن مبتلا میشوند - معمولاً به یک رویکرد ساختارمند به خوبی پاسخ میدهد. چیزی که بهبودی روان را از یک دوره طولانی و ناامیدکننده چند ماهه متمایز میکند، تقریباً همیشه نحوه توالی مراحل توانبخشی است، نه اینکه کدام تمرینات خاص در لیست قرار میگیرند.
مرحله اول: آرام کردن اوضاع
اولین دوره بهبودی مربوط به افزایش قدرت نیست - بلکه مربوط به کاهش التهاب به اندازهای است که انجام تمرینات تقویتی امکانپذیر باشد. این مرحله معمولاً بر استراحت نسبی از حرکات خاصی که باعث درد میشوند (اسکات عمیق، پله، نشستن طولانی مدت با زانوی خمیده)، تمرینات ملایم دامنه حرکتی برای جلوگیری از سفت شدن مفصل و تمرینات ایزومتریک با بار کم که عضلات چهار سر ران را بدون فشار آوردن به کاسه زانو درگیر میکنند، تمرکز دارد.
این مرحله معمولاً برای مواردی که اخیراً شروع شدهاند، یک تا سه هفته طول میکشد، اگرچه موارد طولانیتر میتوانند زمان بیشتری برای تسکین نیاز داشته باشند. هدف، صفر کردن ناراحتی نیست - مقداری درد خفیف و بدون تشدید در حین فعالیت عموماً خوب است - اما دردی که ساعتها پس از آن ادامه دارد یا روز به روز به طور پیوسته بدتر میشود، نشانهای از این است که بار فعلی هنوز بیش از حد است.
مرحله دوم: بازسازی فونداسیون
وقتی درد به یک سطح پایه قابل کنترل رسید، تمرکز به تقویت پیشرونده تغییر میکند - در درجه اول تقویت عضلات چهارسر ران و کار با تثبیتکنندههای مفصل ران، زیرا ضعف در این نواحی یکی از عوامل اصلی در ضعف حرکت کشکک زانو است. این مرحله تمرینات زنجیره بسته مانند اسکات ناقص، استپ آپ و لانژ کنترلشده را معرفی میکند و به تدریج دامنه و بار را با بهبود تحمل افزایش میدهد.
یک معیار منطقی برای پیشرفت از این مرحله، توانایی انجام تمرینات تقویت عضلات مرکزی بدن در دامنه حرکتی کاملتر و بدون درد در طول یا بلافاصله پس از آن است. عجله در این مرحله یکی از رایجترین دلایلی است که افراد دوباره به دوره عود بیماری برمیگردند - بافت برای سازگاری به بارگذاری مداوم و درجهبندیشده نیاز دارد و پرش از مرحله قبل از وقوع این سازگاری، معمولاً نتیجه معکوس میدهد.
این همچنین مرحلهای است که بسیاری از افراد بیسروصدا از درمان صحیح سندرم پاتلوفمورال دست میکشند. افزایش قدرت کندتر و کمتر از تسکین درد چشمگیر است، بنابراین وسوسهانگیز است که پس از رفع درد، پیروزی را اعلام کنیم و مستقیماً به سراغ فعالیت کامل برویم - که دقیقاً به همین دلیل است که همان مشکل ردیابی چند ماه بعد دوباره ظاهر میشود.
مرحله سوم: اعمال مجدد بار
اینجاست که توانبخشی بیشتر شبیه فعالیت واقعی میشود که فرد سعی در بازگشت به آن دارد - دویدن، پریدن، پرش یا حرکات خاص ورزشی. تمرینات پلایومتریک، تمرینات کنترل تک پا و پیشرفت تدریجی بازگشت به فعالیت (افزایش مسافت، شدت یا فرکانس در گامهای کوچک به جای بازگشت به حجم تمرین قبلی) در اینجا جای دارند.
این همچنین جایی است که یک اصل کلی که ارزش دانستن در مورد توانبخشی زانو را دارد، مستقیماً اعمال میشود و یکی از نادیده گرفتهشدهترین بخشهای درمان خوب سندرم پاتلوفمورال است: بافت به طور معقولی با افزایش بار تقریباً 10% در هفته سازگار میشود، در حالی که پرشهای بزرگتر جایی هستند که بیشترین شکستها اتفاق میافتند. به عنوان مثال، کسی که پس از سندرم درد پاتلوفمورال به دویدن بازمیگردد، معمولاً با افزایش مسافت پیموده شده هفته به هفته ساختار یافته بهتر از بازگشت مستقیم به برنامه قبلی خود پس از احساس کنترل علائم، بهبود مییابد.
جایی که مردم معمولاً اشتباه میکنند
چند الگو بارها و بارها در مواردی که حل آنها بیش از حد انتظار طول میکشد، ظاهر میشوند. پیشرفت مراحل بر اساس تقویم به جای آمادگی واقعی - حرکت به سمت بار سنگینتر به دلیل "سه هفته گذشته" به جای اینکه به دلیل برآورده شدن معیارها باشد - یکی از رایجترین موارد است. همچنین متوقف کردن تقویت عضلات چهارسر ران به محض از بین رفتن درد، که باعث میشود ضعف اساسی که باعث ایجاد مشکل شده است تا حد زیادی برطرف نشود و احتمال عود بیماری را افزایش دهد.
یکی دیگر از اشتباهات رایج، در نظر گرفتن فیزیوتراپی و تمرینات روزانه به عنوان مسیرهای جداگانه به جای هماهنگ کردن آنها است. انجام صحیح تمرینات توانبخشی دو بار در هفته، پنج روز تکرار الگوی حرکتی تشدیدکنندهای که در وهله اول باعث ایجاد مشکل شده است را جبران نمیکند. توانبخشی باید در واقع آنچه را که در طول بقیه هفته اتفاق میافتد تغییر دهد، نه اینکه بدون تغییر در کنار آن اجرا شود.

چگونه بفهمیم واقعاً آمادهایم
بدون درد بودن به معنای آماده بودن نیست. یک نشانگر مفیدتر این است که آیا کسی میتواند حرکات خاص ورزشی - برش، پریدن، دویدن مداوم - را با شدت کامل و بدون درد در طول، بلافاصله بعد از آن یا روز بعد، در چندین جلسه و نه فقط یک جلسه انجام دهد. قدرت همچنین باید به طور معقولی بین هر دو پا متقارن باشد، زیرا کمبود طولانی مدت در سمت آسیب دیده، یک عامل رایج برای بروز مجدد مشکل پس از افزایش حجم تمرین است.
همچنین توجه به اعتماد به نفس، نه فقط آمادگی جسمانی، ارزشمند است. ورزشکاران و افراد فعالی که هنوز پا را در حالت گارد یا فوروارد نگه میدارند، حتی بدون ضعف قابل اندازهگیری، اغلب قبل از بازگشت به فعالیت کامل و بدون محدودیت، از قرار گرفتن در معرض تمرینات با شدت کمتر و تدریجیتر سود میبرند.
وقتی پشتیبانی اضافی کمک میکند
بیشتر افراد این مراحل را با یک برنامهی ساختارمند و پیگیری مداوم پشت سر میگذارند، در حالت ایدهآل با یک فیزیوتراپیست که پیشرفت را هدایت میکند نه اینکه از روی یک بروشور عمومی کار کند. اما برای مواردی که با وجود انجام صحیح توانبخشی، دردشان متوقف میشود، یا برای هر کسی که با نوع طولانیتر و سرسختتر درد قدامی زانو مواجه است، ارزیابی دقیقتر و نگاه گستردهتر به گزینههای درمانی - از جمله اینکه رویکردهای پیشرفتهتر کجا ممکن است مناسب باشند - ارزش پیگیری دارد تا اینکه به حدس و گمان ادامه دهد.
نکتهی کاربردی
درمان مؤثر سندرم پاتلوفمورال کمتر به یافتن یک تمرین بینقص و بیشتر به رعایت یک توالی بستگی دارد: آرام کردن التهاب، بازسازی قدرت از دست رفته، سپس اعمال مجدد بار به روشی که بافت بتواند با آن همراه شود. جا زدن یا متوقف شدن و هرگز پیشرفت نکردن، دو مورد از رایجترین روشهایی هستند که افراد در نهایت برای مدت طولانیتری از آنچه لازم است با این مشکل دست و پنجه نرم میکنند.
با رویکرد مرحلهای، با معیارهای مشخص برای انتقال از یک مرحله به مرحله دیگر به جای یک جدول زمانی ثابت، اکثر افراد در عرض چند ماه به فعالیت کامل خود بازمیگردند - و با این کار، خطر بازگشت دوباره همان درد به طور معناداری کاهش مییابد.